فردای آخرین روز
سلام
راستش رو بخواین ، قبل از عید و حتی تا چند جلسه ی بعد عید فکر می کردیم که جزو چند تا گروه ضعیف کلاس می شیم؛ چون نظم و ترتیبی که در انجام کارها انتظار داشتیم، رخ نمی داد و نیز مدام فعالیت های خوب دیگران رو پیش چشممون می دیدیم. اما در بحبوحه ی خلاصه ی کتاب و نمایش فیلم Balance بود که فهمیدیم شاید با این نیرو و پتانسیلی که داریم حتی بتونیم در ردیف گروه های خوب کلاس باشیم. در واقع یکی از عوامل اصلی این باور ، اعتماد به نفسی بود که شما دانشجویان کلاس در استقبال از فیلم Balance به ما دادین. بعد از این بود که اعضای گروه همگی در پی بهترین شدن بودن و گاه گاهی هم این موضوع رو به یکدیگه گوشزد می کردند. تمام تلاش ها ، جهت گیری ها و افکارمون در این راستا بود که بهترین باشیم. دقیقا نمی دونم شما درباره ی جملات بعدی من چی فکر می کنید ، اما باور کنید چند تا از اعضا در این دو هفته ی آخر کاملا اطمینان داشتند که اگه بهترین گروه نشیم، حداقل جزو 3 گروه اول هستیم. شاید باورتان نشود ، ولی ما با گزاره های دم دستی و رایج « خواستن ، توانستن است » و « ما می توانیم » استارت نیروی محرکه ی خودمون رو برای موفقیت زدیم. به قول یکی از حدیث هایی که دیروز گروه 12 برگه هاش رو توزیع کرد، اگه شما سعی کنید که خودتون رو شبیه گروهی بکنید ، بعد از مدتی واقعا صفات اونها را پیدا می کنید. ما سعی کردیم که خودمون رو شبیه بهترین گروه های کلاس بکنیم و به لطف خدا موفق شدیم.
در پایان از استاد دیواندری ، همه ی دانشجویان رفتار سازمانی و آقای اسماعیل زاده تشکر می کنیم