eagle
وین دایر گفته است:در این دنیا آدم ها دوجورند اردک صفت وعقاب صفت اردک ها وکوک می کنند وهر جور صدایی راه می اندازند عقاب ها سرگرم کار خودشان هستند وبالاتر از بقیه پرواز می کنند آدم های عقاب صفت در سازمانهای مشتری محور رشد نمو می کنند حال آنکه آدم های اردک صفت در محیط هایی که رئیس پرور وسیاست مدحور هستند رشد می کنند
EAGLES flourish when they are free to fly
عقاب ها هنگامی رشد می کنند که بتوانند آزادانه پرواز کنند این شعر حکایت زندگی عقابی است که پس از سالها زندگی کوهمندانه همراه با عزت وسربلندی هم اکنون خود را در انتهای مسیر زندگی دیده وبه دنبال چاره اندیشی برای بازیافت جوانی خویش واز سرگرفتن یک زندگی مجدد است برای این سوال سخت زندگی به سراغ یک کلاغ می رود ومی دانیم که کلاغ عمری دراز ارد اوج این هنر تقابل این سلطان یگانه حیات وحش عقاب با یکی از پست ترین جانداران (به اصطلاح عوام) یعنی کلاغ است چرا که عقاب قصه ما با آن همه شجاعت ودلیری در عرصه شکار وزندگی در جنگل حال سر تسلیم به کلاغی فرود آورده به راستی عقاب را چه شده که این چنین به خواری وخفت افتاده ودست به دامان کلاغی شده؟؟؟ عمر عقاب به سر رسیده اودر پی یافتن راه حلی رای این مشکل است اما سوال مهم این جاست: عقاب به چه قیمتی حاضر به بدست آوردن جوانی خود است؟
او چگونه حاضر شده چنان زندگی باشکوهی را که داشته از دست داده به کم قانع شود؟؟؟
کلاغ به او توصیه می کند که اگر خواهان بدست آوردن جوانی خویش است باید از اوج به حضیض آید
عقاب هرچه پیسرامون خویش را نگاه می کند اثری از زندگی آرمانی خود نمی بیند واما نکته اینجاست که عقاب آنقدر شهامت داشسته که از خود سوال کند اودر آخر تصمیم خود را می گیرد زندگی در اوج را به زندگی در گندابه ها ومردار ها ترجیح می دهد علت هم این است که او قدر خود را دانسته وارزش خود را درک کرده است شاید با کمی دقت وفراست بتوان گفت ما انسان ها عقاب های زمان خود هستیم البته به شرطی که خود را به اندک نفروشیم هر فرد در سازمان همچون عقابی است وسرشار از استعداد ها توانمندی ها وضرفیت های بالای خدادادی ولی اگر ما به عنوان مدیر این توانمدی ها وضرفیت ها را نادیده بگیریم ارزش کاکنان خود را درک نکردیم تحقیقات وآمار ها نشان داده اند که تنها 4% از مردم کل دنیا 98% بقیه را اداره می کنند این انتخاب هر فرد است که جز 4٪ باشد یا 98% البته اگر کسی می خواهد در مقام عقاب باشد باید ریسک ها وخطرات زیادی را تحمل کند مثال کلاغ وعقاب مثال leader بودن وfollower بودن است
از وجهی میتوان گفت افرادی که تمایل به زیر دست بودن دارند وبه کم اکتفا می کنند وبه دنبال محیطی آرام هستند کلاغ هایی هستند که هیچوقت در عرصه رقابت با رقبای بازار برنمی آیند آنها به همان تولید کم قانع هستند وهیچوقت در صدد بهبود وپیشرفت سازمان برنمی آیند اگرچه مدت های زیادی پا برجا بمانند اما عقاب ها اهل ریسک وخطر کردن هستند شکار خود را از فراز ابرها به دست می آورند این ویژگی افراد خلاق مبتکر وشجاع است کلاغ بودن در سازمان رکود را در پی دارد مدیران آگاه کارمندان خود را از بین عقاب ها انتخاب می کنند و این به معنای آن نیست که کارمندان صرفا" خوب هستند وبه موقع کار انجام می دهند وهمیشه کارهای روتین خود زرا دنبال می کنند اگر دنبال پویایی در سازمان هستیم باید عقابانی تیز بین انتخاب کنیم که اهل ریسک باشند از فراز وبالا مشکلات سازمان را ببینند وبه شکار راه حل ها بروند نباید به وضع موجود در سازمان اکتفا کرد بلکه همیشه باید دنبال پیشرفت وبهبود در سازمان رفت به گفته کن بلانچارد کارهای بی ارزش ارزش این را ندارند که به درستی انجام گیرند پس:
بزرگ فکر کنید
بزرگ عمل کنید
بزرگ باشید