1. رهبری عبارت است از : رفتار فرد، هنگامی که او فعالیت های یک گروه را برای تحقق هدفی مشترک هدایت می کند.

2. رهبری عبارت است از : تاثیر میان فردی که در وضعیتی خاص اعمال می شود و از طریق فرآیند ارتباطات برای دستیابی به هدف یا اهداف خاصی هدایت می گردد.

3. رهبری عبارت است از : ساختار  دادن به انتظارات و تعاملات و حفظ ساختار آن ها.

4. رهبری عبارت است از :  افزایش نفوذ، ورای پذیرش ماشینی  به وسیله جهت دهندگان معمول سازمان.

5. رهبری عبارت است از : فرآیند نفوذ بر فعالیت های یک گروه سازمان یافته برای تحقق هدف.

6. رهبری، فرآیند هدفمند کردن تلاش جمعی است و باعث کوشش  داوطلبانه برای رسیدن به هدف.

7. رهبران کسانی هستند که به طور موثر همواره در  نظام اجتماعی مشارکت  می کنند و  همواره از آنان این انتظارها می رود.

اختلاف نظر همیشگی درباب تفاوت میان رهبری و مدیریت نیز شامل هدف فرآیند های نفوذ است. واضح است که فرد، بدون این که مدیر باشد، می تواند رهبر باشد. ( به طور مثال یک رهبر غیر رسمی)  همچنین فرد بدون اینکه رهبری کند می تواند مدیر باشد. در واقع برخی از مدیران  حتی زیردست  هم ندارند ( مانند مدیر محاسبات مالی). هیچ کس مطرح نکرده که مدیریت و رهبری با هم یکی است اما اختلاف در درجه هم پوشی است. برخی نویسندگان معتقدند که این دو تفاوت کیفی دارند و نقطه اشتراکی ندارند. به نظر می رسد که چکیده این بحث آن است که مدیران به ثبات میل دارند و جهت گیری رهبران به سوی نوآوری است.

مدیران افراد را وادار می کنند تا کار ها را به نحو کارآمدی انجام دهند، در حالی که رهبران افراد را وا می دارند تا درباره آنچه که  باید انجام دهند به توافق دست یابند. به طور مثال بنیس و نی نوس می گویند: " مدیران کسانی هستند که کارها را درست انجام می دهند و رهبران افرادی هستند که کارهای درست را انجام می دهند."

زالزنیک می گوید: مدیران نگران آنند که امور  چگونه انجام می شود و رهبران به این امر توجه دارند که کارها در نزد افراد چه مفهومی دارد.

گرچه رهبری و مدیریت می تواند دو  فرآیند مجزا باشد ولی می تواند نقطه اشتراک داشته باشد.

تعریف رهبری همانند همه مفاهیم علوم اجتماعی، دلخواه و بسیار ذهن گرایانه است. برخی تعاریف مفیدتر است اما هیچ یک تعریف کاملا صحیحی نیست.

 اثر بخشی رهبری

 بسیاری از محققان اثر بخشی رهبری را در قالب نتایج اقدامات رهبر نسبت به پیروان و دیگر افراد ذینفع در سازمان ارزشیابی می کنند. با این حال نتایج بسیار متفاوتی به دست آمده است. عملکرد و رشد گروه یا سازمان رهبر، آمادگی آن برای رویارویی با چالش ها یا بحران ها، رضایت پیروان از رهبر، تعهد پیرو نسبت به اهداف گروه، سلامت روانی و رشد پیروان، ابقای وجهه عالی رهبر در گروه و  پیشرفت  رهبر به مناصب بالاتری از اقتدار در  سازمان از جمله این نتایج است.

معمول ترین معیار اندازه گیری اثر بخشی رهبر عبارت است از میزان موفقیت واحد سازمانی رهبر در انجام وظیفه و دستیابی به اهداف وی.

نتایج فوری و با تاخیر

تاثیر های رهبر را می توان به مثابه یک زنجیره علت و  معلولی از متغیرها در نظر گرفت که با هر متغیری آثار متغیر قبلی بر متغیر بعدی، نقش میانجی پیدا می کند.

هر چه زنجیره علت و معلولی طولانی تر شود، آثار مترتب بر آن دیرتر محقق می شود.

 آثار مستقیم و غیر مستقیم رهبر

به آثار رهبر، هم به طور مستقیم و هم  غیر مستقیم می توان نگریست.

آثار مستقیم، آن دسته از تصمیم ها و اقدام های  رهبر است که بر آنچه که انجام شده است ، نحوه انجام آن و یا میزان کارآیی انجام شدن آن تاثیر فوری دارد. آثار مستقیم را با اندازه گیری نتایجی ارزیابی می کنند.

آثار غیر مستقیم به آن دسته از تصمیم ها و اقدام های رهبر نسبت داده می شود که در زنجیره علت و معلولی متغیر های مداخله گر بیشتری میان آنها واسطه می شود. آثار غیر مستقیم به قدری آرام است که احساس نمی شود اما اغلب پایاتر است.

در بسیار از موارد رهبر، هم تاثیر مستقیم و  هم  غیر مستقیم بر معیار خاصی دارد. این دو نوع تاثیر می تواند ثابت یا متغیر باشد.

رهبری اثر بخش در گروه های کوچک

تحقیقات پر دامنه در زمینه گروه های کوچک طی دهه پنجاه به شناسایی دو وظیفه مجزا و در عین حال مرتبط با هم در رهبری گردید.

وظیفه نخست عبارت  است از: سازماندهی و ساختاردهی به گروه برای انجام کارآمد وظیفه است.

وظیفه دیگر حفظ روابط هماهنگ و مشارکتی در میان اعضایی است که باید برای انجام وظیفه با یکدیگر کار کنند. هر دو وظیفه رهبری برای استمرار و  اثربخشی گروه ضروری است.

وظیفه اساسی رهبری، کمک به سازمان برای سازگاری با محیط خود و حفظ نسبت مطلوب درون داد ها با برون دادها است.

چالش مدیریت، یافتن میزان و شکل مناسب ساختار و  کنترل است که به نوع کاری که توسط سازمان انجام می شود و نوع افرادی که کا را انجام می دهند بستگی دارد.

ارزش های رقابتی

هنگام ارزیابی اثر بخشی سازمان و رهبری آن، باید برخی از اهداف را که کمی ناسازگار هستند به حساب آورد.

این ارزش های رقابتی شامل توجه به کار در مقابل توجه به افراد، توجه به درون در مقابل توجه به بیرون و ثبات و کارایی در مقابل انعطاف پذیری و سازگاری است.

انتخاب معیار های مناسب رهبری به اهداف و ارزش های فردی بستگی دارد که ارزشیابی را انجام می دهد. و  افراد هم  ارزش های متفاوتی دارند. برای مثال چه بسا مدیریت ارشد، ارزش های دیگری را نسبت به ارزش های مورد نظر کارکنان معمولی یا سهام داران، ترجیح دهد. برای رویارویی با مشکلات، معیارهای غیر قابل رقابت، آثار متاخر و سلیقه های ذینفعان مختلف، معمولا بهترین راه این است که انواعی از معیارهای مختلف را در تحقیق، درباره اثر بخشی رهبری در نظر بگیریم و تاثیر متفاوت رهبر بر هر معیار را طی یک دوره زمانی طولانی مورد آزمایش قرار دهیم. برای این منظور، مفاهیم چندگانه اثر بخشی مانند مفاهیم چندگانه رهبری در گسترش افق دید و توسعه حوزه تحقیق ما مفید خواهد بود.

اکثر تحقیقات رهبری را می توان در یکی از چهار رویکرد زیر طبقه بندی کرد:

(1) رویکرد ویژگی ها

(2) رویکرد رفتار

(3) رویکرد قدرت – نفوذ

(4) رویکرد اقتضایی

 رویکرد ویژگی ها

یکی از نخستین رویکردهای مطالعاتی در رهبری، رویکرد ویژگی هاست. رویکرد ویژگی ها بر خصوصیات شخصی رهبران تاکید دارد. شالوده این رویکرد، این فرض است که برخی افراد رهبران ذاتی هستند که از ویژگی های خاصی بهره مندند و  افراد دیگر فاقد  آن هستند. نظریه های اولیه رهبری موفقیت مدیریتی را به داشتن توانایی های خارق العاده ای نسبت می دهند. مانند انرژی خستگی ناپذیر، شهرت نافذ، آینده نگری غیر عادی و  قدرت تحریک کننده مقاومت ناپذیر.

رویکرد رفتار

در دهه پنجاه هنگامی که محققان از رویکرد ویژگی ها مایوس شدند به آنچه که مدیران در عمل انجام می دهند توجه دقیق تری مبذول داشتند. تحقیق رفتار به دو مقوله فرعی عمومی پرداختم مقوله فرعی نخست تحقیق در باب ماهیت کار مدیریتی است.

مقوله فرعی دیگر تحقیقی در زمینه رفتار مدیریتی، رفتار رهبران اثر بخش و غیر اثر بخش را با هم مقایسه می کند.

رویکرد قدرت – نفوذ

تحقیق قدرت – نفوذ سعی دارد تا با بررسی فرآیند های نفوذ رابطه  بین رهبران و  پیروان رهبری را درک کند.

قدرت نه تنها به دلیل نفوذ بر پیروان بلکه به خاطر نفوذ بر همتایان، مافوق ها و افراد خارج از سازمان مهم شمرده می شود.

نفوذ را می توان به عنوان فرآیند دو جانبه میان رهبران و پیروان می نگرد.

رویکرد اقتضایی

رویکرد اقتضایی بر اهمیت  عوامل زمینه ای مانند ماهیت کاری که  واحد رهبر انجام می دهد، ماهیت محیط خارجی و خصوصیات پیروان  تاکید  می کند. این نظریه و تحقیق دو زیر مجموعه اصلی دارد. یک مدل گرایش تحقیق رفتار مدیریتی را به عنوان متغیر وابسته فرض می کند  و محققان در صدد هستند تا کشف کنند که چگونه جنبه های شرایط مانند نوع سازمان یا پست مدیریتی بر این رفتار تاثیر می گذارد.

مقوله فرعی دیگر از تحقیق اقتضایی سعی دارد تا جنبه هایی از وضعیت را که میان روابط رفتارهای رهبر یا ویژگی ها با اثر بخشی رهبر تعادل برقرار می کند شناسایی کند.

 اکثر تعاریف بازتاب این فرض است که رهبری، متضمن فرآیند نفوذی اجتماعی است که از طریق آن، یک شخص برای ساختار دادن به فعالیت ها و ارتباطات در گروه  یا سازمان، بر دیگر افراد نفوذ عمدی اعمال می کند.

 برخی از نظریه پردازان، رهبری و  مدیریت را دو فرآیند جداگانه می دانند. این تمایز، قراردادی است و به نظر ساده انگارانه و غیر ضروری می آید. در رهبری ، نه تنها تفسیر حوادث، تعیین جهت برای سازمان، ایجاد تعهد برای اهداف مشترک مهم است. بلکه کمک به پیروان برای سازماندهی کارآمد خویشتن و حفظ روابط مشارکتی میان  فردی در زمانی که با هم برای رسیدن به اهداف، کار می کنند هم اهمیت دارد. عدم اثر بخشی بسیاری از مدیران به خاطر بی توجهی به برخی از این وظایف است.

 اکثر محققان اثر بخشی ، رهبری را در قالب پیامد های اقدامات رهبر در مورد پیروان و دیگر ذینفعان سازمان ارزشیابی می کنند ولی انتخاب متغیر های نتیجه، به میزان قابل توجهی در میان محققان متفاوت است.