یکشنبه 20 اردیبهشت1388
خلاصه ی فصل" رهبری سطح پنجم" از کتاب "از خوب به عالی"

.یکی از این ویژگیها ،سبک مدیریتی این شرکت هاست که از آن به رهبری سطح 5 یاد شده.کتاب، برای مثال مورد آقای داروین اسمیت را مطرح کرده است که موفق شده سهام شرکت کیمبرلی کلارک را( که یک شرکت معمولی در زمینه ی تولید کاغذ بوده ) از 36%پایین تر از نرخ بورس سهام به 4برابر نرخ بورس ارتقا دهد.با این که این یک عملکرد خیلی تحسین برانگیز بود،در قرن بیستم فقط عده ی معدودی داروین اسمیت را میشناسند.احتمالا او خود، این طور خواسته ،داروین فردی بود که در ظاهرش هیچ  اثری از بزرگ بینی نبود ،هرگز در پی قهرمان شدن یا کسب شهرت مقام مدیریت نبود ووقتی یک روزنامه نگار از او خواست سبک مدیریتش را توصیف کند ،او در حالی که مثل یک فرد معمولی به او خیره خیره نگاه میکرد ،پس از یک سکوت طولانی به سادگی گفت : غیر عادی! . روزنامه ی وال استریت هیچ مطلب پر سر و صدایی راجع به داروین ننوشت.اما هیچ گمان نکنید که او فردی کم رو یا نرم بود.کم رویی حجب امیز و فقدان خودنمایی او با نوعی اراده ی شدید توام بود.او یک پسر فقیر روستایی بود که روزها کار میکرد و شب ها به دانشگاه میرفت و  یک روز که هنگام کار بخشی از انگشت خود را از دست داد غروب سر کلاس حاضر شد! و روز بعد هم سر کار رفت.بعدها دو ماه پس از منصوب شدن به سمت مدیرعاملی ، پزشکان برای او تشخیص سرطان حلق و بینی دادند و پیش بینی کردند که او کمتر از یک سال زنده خواهد ماند.او پس از اطلاع این موضوع به هییت مدیره تصریح مرد که هنوز نمرده است و تصمیمی هم برای مردن ندارد.او 25 سال دیگر زندگی کرد ،در حالی که در اکثر این دوران سمت مدیرعامل را داشت.اسمیت همین اراده را برای بازسازی کیمبرلی کلارک داشت.

دروین اسمیت نمونه ی برجسته ی مدیری است که اصطلاحا رهبر سطح پنجم مینامیم.کسی که تواضع فردی بی حد را با اراده ی پرشور حرفه ای درهم می آمیزد. با توجه به نتايج به دست آمده، تمامي مديران شركت هاي رهسپار تعالي، چه از نوع صنعتي،مصرفي، خدماتي يا توليدي در وضعيت بحراني يا غير از آن، كوچك يا بزرگ،در زمان جهش داراي مديران سطح پنجم بود ه اند كه ده تن از آنان برخاسته از درون سازمان بود ه اند و در تمام يازده شركت، پستهاي مهم از جمله مدير عامل به عهده رهبران سطح پنجم بوده است.(کل تحقیق روی 11 شرکت صورت گرفته)

رهبران سطح پنجم نیازهای مبتنی بر خودخواهی و غرور را از خود دور کرده و به هدفی بزرگ تر یعنی ساختن یک شرکت عالی می اندیشند.این بدان معنا نیست که این رهبران هیچ گونه غرور یا عزت نفسی ندارند.در واقع آنها به ظرزی باورنکردنی جاه طلبند ، اما جاه صلبی آنها در وهله ی اول و قبل از هرچیز برای سازمان است ، نه برای خودشان.

رهبران رهسپار تعالي در راستاي سه حقيقت ساده عمل مي كنند . اول: در آغاز حركت، مبدأ حركت، ديدگاه و خط مشي جديد را تعيين نمي كنند، بلكه نخست در فكر افراد مناسب هستند . چرا كه اگر افراد به واسطه هدف وارد سازمان شوند، با تغيير آن مطمئناً دچار مشكل مي شوند .در صورتي كه اگر افراد بنا بر ويژگي هاي ساير كاركنان سازمان بدان ملحق شوند، با اين مشكل روبه رو نمي شوند. دوم: قبل از هر حركتي، افراد شايسته را استخدام مي كنند چرا كه با اين كار مسئله ايجاد انگيزه و اداره كردن آنان به مراتب كم تر مي شود، و افراد به واسطه انگيزه هاي آنها داراي اراده كاري تزلز ل ناپذير بوده و با تلاشي پيگير و خستگي ناپذير سعي در كسب نتايج با ثبات دارند و هرآنچه براي به اوج رساندن سازمان لازم باشد، انجام داده و در اين راه مهم نيست كه تصميمات تا چه حد حساس يا دشوار هستند . آنها به تبعيض به سود خويشاوند باور نداشته و تصدي امور را به بهترين كساني كه مي شناسند، مي سپارند و ارتباط خانوادگي يا طول دوره تصدي متضمن واگذاري تصدي پستي حساس براي آنها نيست . رهبران سطح پنجم به هنگام كسب موفقيت با ذكر عامل شانس، آن را به عوامل بيروني و غير از خود نسبت داده و به هنگام شرايط نامطلوب، به آينه مينگرد و مسئوليت را به عهده مي گيرد.

 

سطح پنجم مدير خلاق يا رهبر

با آميزه اي از فروتني فردي و جسارت حرفه اي به دستاوردهاي

عالي و پايدار دست مي يابد

سطح چهارم مدير بانفوذ

مسئوليتهاي خود را انجام مي دهد، ديدگاه روشن و گيرايي را

به شدت دنبال مي كند و معيارهاي عملي عظيم تري را ايجاد

ميكند

سطح سوم مدير كارآمد

افراد و نيروها را به پيگيري مؤثر و پربازده اهداف از پيش تعيين

شده سوق ميدهد

سطح دوم عضو گروه مشاركت

توانمند يهاي فردي را صرف نيل به اهداف مي كند و در يك كار

گروهي به طور مؤثر با ديگران همكاري مي كند

سطح اول فردي با توانمند يهاي فوق العاده

با كمك استعداد، علم و مهارت و عادات كاري شايسته، همكاري

موفقي تآميزي از خود نشان مي دهد.

 

 

 

ابعاد دوگانه ی رهبری سطح پنجم

اراده ی حرفه ای

تواضع فردی

دستاوردهاي بي نظيري كسب مي كند، عاملي مؤثر در تحول خوب به عالي است.

 

تواضعي دوستانه دارد، از تمجيد و تحسين مردم احتراز ميكند و هرگز خودستايي نميكند.

 

اراده اي راسخ براي انجام هر كاري دارد كه به دستاوردهاي عالي و ماندگار منجر شود . هرقدر هم كه دشوار باشد.

 

همراه با سكوت، و اراد ه اي آرام عمل مي كند و اصولاً به معيارهاي مؤثر تكيه مي كند، نه اقتدار تأثيرگذار فردي.

 

به مقداري كم تر از ايجاد شركتي بزرگ و پايدار قانع نمي شود.

 

جا ه طلبي را براي شركت ميخواهد نه براي خودش. جانشيناني برمي گزيند كه در نسل بعدي شركت را حتي به سطح بالاتري از موفقيت و رشد برسانند.

 

مسئوليت نتايج نامطلوب را خود به عهده ميگيرد و هرگز افراد، عوامل بيروني يا بدشانسي را مقصر نمي شمارد.

 

پيوسته موفقيت شركت را به افراد ديگر، عوامل بيروني و يا خوش شانسي نسبت ميدهد.

 

خلاصه شده توسط خانم فاطمه مدیر

نوشته شده توسط گروه نه در 22:48 | | +